تبليغاتX
ღミ★ミღ عاشقی که هرگز عاشق نشد ღミ★ミღ

ღミ★ミღ عاشقی که هرگز عاشق نشد ღミ★ミღ

دانشجویی پس از اینكه در درس منطق نمره نیاورد به استادش گفت: قربان، شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید؟ استاد جواب داد: بله حتما. در غیر اینصورت نمیتوانستم یك استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسیار خوب، من مایلم از شما یك سوال بپرسم ،اگر جواب صحیح دادید من نمره ام را قبول میكنم در غیر اینصورت از شما میخواهم به من نمره كامل این درس را بدهید.
استاد قبول كرد و دانشجو پرسید: آن چیست كه قانونی است ولی منطقی نیست، منطقی است ولی قانونی نیست و نه قانونی است و نه منطقی؟ استاد پس از تاملی طولانی نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره كامل درس را به آن دانشجو بدهد.
بعد از مدتی استاد با بهترین شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسید. و شاگردش بلافاصله جواب داد: قربان شما 63 سال دارید و با یك خانم 35 ساله ازدواج كردید كه البته قانونی است ولی منطقی نیست. همسر شما یك معشوقه 25 ساله دارد كه منطقی است ولی قانونی نیست.و این حقیقت كه شما به معشوقه همسرتان نمره كامل دادید در صورتیكه باید آن درس را رد میشد نه قانونی است و نه منطقی!

راننده کامیونی وارد رستوران شد . دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد ، سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند . بعد از چند دقیقه پچ پچ کردن ، اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد . راننده به او چیزی نگفت .
 دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد .
 وقتی راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند ، نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمین خورد ، ولی باز هم ساکت ماند .
 دقایقی بعد از خروج راننده از رستوران یکی از جوان ها به صاحب رستوران گفت : چه آدم بی خاصیتی بود ، نه غذا خوردن بلد بود ، نه حرف زدن و نه دعوا !
 رستورانچی جواب داد : از همه بدتر رانندگی بلد نبود ، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب ، 3 تا موتور نازنین را له کرد و رفت !!!

نوید عقیلی


+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 14:23 توسط |


  یک تکه خار خشک با کوچ هر نسیم آواره می شود . 

  از اوج آسمان سیمای این زمین تحقیر می شود . 

  یک عشق شیشه ای با کم ترین ترک نابود می شود . 

 تنها در این جهان دنیای کودکان معصوم مانده است . 

 

آدمها همه می پندارند که زنده اند،برای آنها تنها

نشانه ی حیات،بخار گرم نفس هایشان است!

کسی از کسی نمی پرسد:آهای فلانی!از خانه ی

دلت چه خبر؟!گرم است؟چراغش نوری دارد هنوز...؟

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388 19:43 توسط |


*****

حسرت به دلم مانده خدا
حسرت دیدارش
حسرت چشمانش
حسرت سیمایش
حسرت به دلم مانده خدایا تو چرا رحم نداری
به دل عاشق من لطف چرا بیش نداری
حسرت به دلم می کشم و تاب ندارم
دیوانه دیدار فروغش به جهانم
من حسرت یک لحظه که با او بشوم ما
می سوزم و می سازم از این حکم خدایا
تقدیر تو اینست که ما هم نشویم ما
باشد که دلم بهر رخش رفت به افلاک
حسرت بکشم چونکه فروغش نستاندم
حسرت بکشم چونکه عبودش نتوانم
حسرت به دلم ماند خدایا تو کجایی
بهر دل و جانم دگر از عشق ندانی
من حسرت یک غمزه ز چشمان خمارش
من حسرت یک خنده ز لبهای انارش
من حسرت یک بوسه به دستان بلورش
من حسرت بودن همه عمر کنارش
من حسرت عاشق شدنش در همه عالم
من حسرت دوست داشتنم برده خوراکم
من حسرت نازی که کشم در همه عالم
من حسرت نوری ز فروغ ماه نشانم
من حسرت دیدار گل روی فروغم
من حسرت مردن به تمنای فروغم
من حسرت عاشق شدن رنگ فروغم
من حسرت آوارگی از مهر فروغم
حسرت به دلم چنگ زند در همه احوال
از کار خدا سخت پریشانم و هیهات
حسرت به دلم ، مردم و افسوس ندیدم
اخم گل زیبای بهاری که چدیم

 

 

به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 0:6 توسط |


 

نميدونم از كجا شروع كنم، قصه تلخ زندكيم 
 نمي دونم چرا قسمت ميكنم ، روزهاي خوب زندگيم
 چرا تو اول قصه ،همه دوستم مي دارن
 وسط قصه ميشه، سر به سر من مي زارن
 تا مي خواد قصه تموم شه، همه تنهام ميزارن        
 ميتونم مثل همه، زرنگ باشم دل نبازم
 ميتونم مثل همه، يه عشق بادي بسازم
  مي تونم بازي كنم، با عشق و احساس كسي
  مي تونم دروغ بگم، تا خودم و شيرين كنم
  مي تونم پشت دلها قايم بشم، كمين كنم
  ولي با اين همه حرفها، باز منم مثل اونام

 يه دروغگو ميشم و
هميشه ورد زبونام

  من بايد از چي بفهمم چه كسي دوستم داره  ؟
 توي دنيا اصلا عشق واقعي وجود داره ؟؟ 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388 23:24 توسط |


عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 19:21 توسط |


اگه مردی بزن!!

اگه عقل داری نزن!!

اگه شما بودید میزدید؟؟؟

             
 
وقتی برق قطع میشود، دکل های برق چه کار می کنند؟؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 16:57 توسط |


آنکه تن به زیر تنت می لغزاند تا دل بر دلت گذاشته و تنها دقایقی بیشتر مهرت را خریدار شود،فاحشه نیست

 

آنکه بکارتش را تنها به قیمت برقی از چشمان پر نیازت می فروشد تا شاید وجودش را هم مثل سر خرید این لایه ی خونین،از آنِ تو کند،فاحشه نیست

 

آنکه دنیایی را خلوت طلب می کند تنها برای در آغوش کشیدنت،بی آنکه نگاهی سنگین،قاضی بر تمام گناهان داشته و نداشته اش باشد،و در هر لحظه بارها و بارها،عادلانه یا نا عادلانه محکومش کنند،فاحشه نیست

 

آنکه پوست بر پوستت می ساید تا گرمای محبت های دریغ شده از روحش را از بدن ملتهبت باز گیرد،فاحشه نیست

 

فاحشه اشک نمی ریزد.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 14:13 توسط |


آنکه تن به زیر تنت می لغزاند تا دل بر دلت گذاشته و تنها دقایقی بیشتر مهرت را خریدار شود،فاحشه نیست...

.

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388 4:21 توسط |


وقتی در زندگی دلت آرزوی چیزی را از خدا می کنی بدان خدا در تو توانایی رسیدن به آن را دیده است

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388 19:53 توسط |


love2love

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 0:58 توسط |


DESIGN BY :MINOS X

با عرض سلام خدمت همه شما عزیزان

من یه آدم تنها هستم و 20 سال ندارم..بلکه 20 سال رو از دست دادم
این وبلاگ را برای شما عزیزان وعلاقه مندان طراحی کردم.

امیدوارم که خوشتون بیاد.



صفحه نخست
پست الکترونيک




نوشته هاي پيشين

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
فروردین 1385



پيوندها

محمد جونی
سر زمین عجایب
می خوام برات بمیرم شاید که باور کنی
قلبهای ناآرام
فاطمه جون ( قصه عشق )
کد آهنگ برای وبلاگ
تنهایی شب (نگار )
عکس...عکس... (اسما)
رز سیاه
عکس..کلیپ.....
لينكدوني لاري ها
آقا حمید
سعیده خانوم
حمید (بی گناهم ولی همیشه محکوم)
پرنياي خيالي من...
LYRIX
(عشق یعنی....)
دختر دیونه (الهام)
ღ*ღعاشق بی معشوقღ*ღ
شعر انگلیسی (استاد ادبی)
رهرو شب ها
تنهاترین تنهای عاشق
شبگرد عاشق
بهاره (اکراین)
:: جایی برای با هم بودن::
طرفداران هیلاری(مبینا)
ایرانیان -- موزیک
آسمون پر ستاره (نگین)
دختروپسراي خفن
فانوس خیس
حرفهایی از عشقی ناتمام


    تعداد بازديدها: